درود
چشمها را باید شست جور دیگر باید دید
در این مقاله نمی خواهم از رسیدن یک سیاه پوست به رهبری بزرگترین کشور جهان یا به حرفهای بنجامین فرانکلین و من یک رویا دارم بپردازم چراکه میدانم در این باره بسیار شنیده و خوانده ایدحتی نمی خواهم بگویم که یک نفر از طبقات پایین جامعه یا حتی اقلیت مذهبی به ریاست جمهوری ایران می رسد یا نه چرا که دیگران در این باره گفته یا می گویند انچه می خواهم بنویسم تفکرات درونی خود است چیزکه فکر کردن به آن قلبم را می فشارد
اول اینکه زمانی که شاهد بودم بیش از دو میلیون نفر انسان در کنار هم قرار گرفته اند _که می شد در قیافه آنها خواند که به نظم به عنوان جزء لاینفک زندگی بشری خو کرده اند و نظم چنان با آنان عجین شده که دومیلیون نفر انسان در کنار هم _ بدون آنکه کسی تلاش کند دیگری را هل دهد یا تلاش بی مورد کند به جلوی صف برود با مقایسه این مورد با صفوف چند ده نفری خودمان در کشور مثلا در صف اتوبوس یا صف بانک یا ... که هرکس بی توجه به دیگری سعی در این دارد که خارج از نوبت سوار شود تا جاییکه این کار را زرنگی می دانیم.
دوم اینکه میشود فهمید برای این کار عظیم نیروی بسیاری پلیس و مامور امنیتی در کار بوده اند که حتما تحت تدابیر شدید امنیتی سعی نموده اند امنیت این مراسم را تامین نمایند_ چیزی در حدود 40 هزار نفر_ و با یاد آوری اینکه کوچکترین تجمعات حتی دولتی و حکومتی در ایران را که همیشه ماموران باتوم به دست مشتاقان را به عقب هل می دادند تا جاییکه مثلا هر وقت صدا و سیما برنامه ای در سطح شهر دارد همیشه این را حتی بعد از میکس از تلویزیون نیز شاهدیم که چند نفر، دیگران را به عقب هل می دهند یا از پشت سر فرد مورد مصاحبه گرفته و می برند تا جاییکه که خودم مدل افغانی آن را چندی پیش در یک شبکه افغانی زبان دیدم که چنان فردی به کول شخصی در پشت سر فرد مصاحبه شده زد و او را کشید و برد که بر فرهنگ والا و تمدن ایرانی مان صد رحمت فرستادم !
و سوم اینکه در این چهار چوب امنیتی شدید و بعد از گشتن و بقیه امور مربوط به امنیت ،این جمعیت دو میلیون نفری بجز افراد مربوط به برگزاری مراسم بقیه جمعیت چنان در هم مخلوط شده بودند که فرق نمی کرد شخص پیر یا جوان سیاه و سفید زن یا مرد باشند تا جاییکه هیچ تفاوتی نبود که فرد ، بیل کلینتن رییس جمهور سابق مملکت باشد یا مثلا کشاورز یک ده کوچک در امریکا که به دفعات مردم با او دست می دادند . همه و همه به ترتیب اینکه چه کسی زود تر به مراسم امده است در کنار هم و به ترتیب حضور در مراسم قرار گرفته بودند حال این را مقایسه کنید به مثلا مراسم معنوی ! نماز جمعه تهران که تا صفوف آخر در هر دو طرف زن و مرد صف شدید طبقاتی باتوجه به مقامات مملکتی و لشکری و ... قرار می گیرند تا جاییکه هرگز یک فرد معمولی جامعه نمی تواند به صفوف اول نماز جمعه برسد و جالب این است که در دین اسلام نماز جماعت نشانه وحدت بین امت اسلامی است تا جاییکه در فلسفه اسلامی هر دلیلی برای مقدس و پر ثواب بودن نماز جماعت حضور مسلمانان است ولی چیزی که بیش از همه در نماز جمعه شاهد آن هستیم اختلاف طبقاتی یا بهتر بگویم طبقات پله گونه مملکت است چیزی که قرار بود اسلام و در وهله دوم انقلاب اسلامی آن را ریشه ن کند نه اینکه برسمیت برساند.
مشکل در کجاست؟ شما چی فکر می کنید؟
منتظر نظرات شما عزیزان هستم.
