درود
یکی دو روزی از شروع به کار شبکه تلویزیونی بی سی پارسی می گذرد.خوب یا بد بودن این خبر شاید بحثی نباشد که در وبلاگ ما به آن بپردازیم اما چیزی که باعث شده ما به آن بپردازیم نوع نگاه یا بهتر بگویم نوع برخورد مردم _ یا حداقل قسمتی از مردم _ به این قضیه است .این موضوع را اگر بخواهم خیلی خلاصه بگویم بهتر است اس ام اسی که برای خود من نیز اومد اینجا مطرح کنم: (( آیت الله بی بی سی افتتاح شد: فرکانس:...)
بله بازهم بحث بحث اینکه بی بی سی در ایران انقلاب کرد یا حداقل به انقلاب اسلامی در ایران کمک کرد و نظریه دای جان ناپلئون و اینکه کار ، کار انگلیسی هااست. تا جاییکه مثل اینکه خود بی بی سی هم بر این امر واقف بود و پیش بینی این بحث را می کرد و برنامه ای نیز تحت این عنوان که (( کار انگلیسی ها است )) کرده بود.
چندی پیش در این وبلاگ به این موضوع که به باورایرانیان همه چیز در جهان کار انگلیسی هاست و تئوری توطئه پرداختیم که باور عمومی وجود دارد که همیشه دست هایی پنهان جهان را اداره می کنند و انسانها هیچ تاثیری بر روند زندگی خود حتی در امریکا نیز ندارند و انتخابات چیز مسخره ای است و....
نمی دانم تا کی می خواهیم اینگونه فکر کنیم که انقلاب مشروطیت ، انقلاب اسلامی ، و ... همه و همه کار انگلیسی هاست که در نوع مترقی آن به کار کار امریکا کشیده می شود (عجب تغییر و تفکر روشنفکرانه ای ).هر چند که تاثیر رادیو های خارجی و در راس آن بی بی سی رادر انقلاب اسلامی بی تاثیر نمی دانم زیرا مردم ایران در سال 57 به خاطر جو سانسور و نوع حکومت دیکتاتوری به رادیو و تلویزیون و حتی روزنامه های ایران اعتماد نداشتند همچنان که الان نیز ندارند حتی کسانی هستند که اخبار رادیو هاو شبکه های ماهواره ای را وحی منزل می دانند و از طرفی برخی در ایران به خصوص سران فعلی ایران هدف این شبکه ها را براندازی حکومت خود می دانند و شنوندگان آن را مزدوران و عوامل خارجیان .ببخشید عوامل دشمن می دانند. اما همیشه یک سوال از کسانی که این اندیشه دایی جان ناپلئونی داشته ام که:
اگر واقعا کار کار انگلیسیی هاست پس چرا ما باید برای بهبود زندگی خود تلاش کنیم ؟

بدرود