سال نو مبارک
اين متن آخرين نوشته من در سال 84 است و دوست دارم درباره نوروز باشد .هرچند که لازم است چيزهاي ديگري هم گفت :
الف-از جشن هاي متعددي که در ايران باستان مرسوم بوده، يا از جشن هاي اندکي که از آن عهد به يادگار مانده، هيچ يک به طول و تفصيل نوروز نيست.
نوروز تنها جشني است که يک جشن کوچک تر ( چهارشنبه سوري ) به پيشواز آن مي آيد و جشني ديگر ( سيزده به در ) به بدرقه آن. در واقع نوروز مقدمه و موخره اي دارد که خود آنها به تنهايي از جشنهاي ديگري چون شب يلدا مفصل ترند.
اما به غير از چهار شنبه سوري و سيزده بدر که هر يک آداب خود را دارند، نوروز در گذشته داراي آداب چندي بوده است که امروز فقط برخي از آنها برجاي مانده و پاره اي در دگر گشت هاي زمانه از بين رفته اند.
1-از رسم هاي بجا مانده يکي راه افتادن حاجي فيروز است.
حاجي فيروزها با چهره سياه کرده، دايره و دنبکي به دست مي گيرند، به خيابان مي آيند و به رقص و شيرينکاري و خواندن اشعاري با ريتم و آهنگ رقص مي پردازند:
حاجي فيروزه، سالي يه روزه، همه مي دونن، منم مي دونم، عيد نوروزه.
ارباب خودم سلام عليکم، ارباب خودم سر تو بالا کن، ارباب خودم منو نيگا کن، ارباب خودم لطفي به ما کن.
ارباب خودم بزبز قندي، ارباب خودم چرا نمي خندي؟
بشکن بشکنه بشکن، من نمي شکنم بشکن، اينجا بشکنم يار گله داره، اونجا بشکنم يار گله داره! اين سياه بيچاره چقد حوصله داره.
2-خانه تکاني از ديگر آئين هاي نوروز است.
ده پانزده روز مانده به نوروز خانه تکاني شروع مي شود. در اين آئين، همه وسايل خانه گردگيري و شستشو مي شود و پاک و پاکيزه مي گردد.
چنان زواياي خانه را مي روبند که اگر تا يک سال ديگر هم آن زوايا از چشم خانم خانه پنهان بماند يا فرصت پاکيزه سازي آنها به دست نيايد، قابل تحمل باشد.
وسواس براي اين پاکيزه سازي تا به حدي است که در و ديوار خانه اگر نه هر سال، هر چند سال يکبار نقاشي مي شود.
3-پس از خانه تکاني، نوبت سبزه کاشتن مي شود.
مادران حدود يک هفته مانده به نوروز، مقداري گندم و عدس و ماش و شاهي در ظرف هائي زيبا مي ريزند و خيس مي دهند تا آهسته آهسته برويد و براي سفره نوروزي آماده گردد.
4-مير نوروزي
داستان مير نوروزي اين است که در پنج روز آخر سال فرمانروايي شهر را به فردي از پائين ترين قشرهاي اجتماعي مي سپردند و او نيز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب مي کرد و فرمان هاي شداد و غلاظ عليه ثروتمندان و قدرتمندان مي داد
5-کارت تبريک
يک هفته پيش از آغاز سال نو، زمان ارسال کارت تبريک ها فرا مي رسد. فرستادن کارت تبريک براي همه دوستان و آشنايان يک کار مرسوم است. اقوام و دوستاني که در ديگر کشورها يا شهرها زندگي مي کنند، جاي خود دارند.
5-چهار شنبه سوري
در اين زمان ديگرچهارشنبه سوري فرا رسيده و بايد از روي آتش پريد. چهار شنبه سوري خود به مثابه يک جشن مستقل، آداب خود را دارد. آتش افروختن و پريدن از روي آتش، خوردن آجيل چهارشنبه سوري و...
اما در روزگار ما اين جشن دگرگوني هاي زيادي به خود پذيرفته است. از جمله آنکه به علت جلوگيري نيروهاي انتظامي از آتش بازي و بوته افروزي، ترقه بازي در بين جوانان باب شده که بيشتر موجب اذيت و آزار مردم و ايجاد صوت هاي ناهنجار مي شود.
در حالي که پيش از اينها که حکومت ها با آتش بازي و بوته افروزي مخالفتي نمي ورزيدند، اين جشن آرام تر و دلپذيرتر و حتي زيباتر برگزار مي شد.
6-پس از چهار شنبه سوري، نوروز فرامي رسد.
آماده کردن سفره نوروزي، خريد ميوه و شيريني و آجيل ، آماده شدن براي تحويل سال، دعاي تحويل سال، ديد و بازديد عيد، عيدي دادن و عيدي گرفتن همه در طول روزهاي عيد انجام مي شود.
7-دعاي سال تحويل
8-ديد و بازديد رفتن تا پايان روز 12 فروردين ادامه دارد.
اما معمولاً در همان صبح نوروز به ديدن اقوام نزديک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن يا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائي و... مي روند.
روزهاي بعد نوبت اقوام دورتر فرا مي رسد و سر فرصت به ديگر اقوام و دوستان سر مي زنند و ديدارها تازه مي کنند. حتي اگر کساني در طول سال به علت کدورت هايي که پيش آمده از احوال پرسي يکديگر سر باز زده باشند، اين روزها را فرصت مغتنمي براي رفع کدورت مي شمارند و راه آشتي و دوستي در پيش مي گيرند.
البته ديد و بازديد هم در اين سال ها تغييرات قابل توجهي به خود پذيرفته و نزد کساني که از تمکن مالي برخوردارند، شکل سفر گرفته است. از آنجا که مدارس در ايام نوروز تا 14 فروردين تعطيل است، فرصت خوبي براي سفر کردن به دست مي آيد.
پس گروه کثيري از مردم به شهرهاي حاشيه درياي خزر مي روند و در ويلاي خود ساکن مي شوند و يا آنکه در ديگر نقاط خوش آب و هوا مخصوصاً جزاير کيش و قشم و صفحات جنوبي کشور که در ايام نوروز از آب و هواي معتدل برخوردار است، سفر مي کنند.که البته بنظرم در مورد همشهريان من بندر ديلم واگر خيلي پيشرفت کند بندر گناوه است !
سفرهاي زيارتي نيز که از قديم الايام مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به اين معني که عده زيادي شب عيد به قم يا مشهد مي روند و پس از يکي دو روز به خانه و کاشانه خود باز مي گردند.
9-اما آداب و سنن مربوط به نوروز در گذشته بيش از امروز بوده است.
تا همين سي چهل سال پيش در برخي نواحي ايران، نوروزي خواني مرسوم بوده است. در گيلان و مازندران و آذربايجان، از حدود يک ماه پيش از فرارسيدن نوروز، کساني در روستاها راه مي افتادند و اشعاري در باره نوروز مي خواندند. اشعاري که بنا بر تعلقات مذهبي شيعيان با مضامين مذهبي آميخته بود و ترجيع بند آن چنين بود:
باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده / مژده دهيد بر دوستان، ...
اين پيک هاي نوروزي در مقابل نوروزي خواني از مردم پول يا کالا مي گرفتند و سورسات نوروزي خود را جور مي کردند.
تا همين چند دهه پيش در برخي نواحي ايران نوروزي خواني مرسوم بوده است. افرادي در روستاها به راه مي افتادند و اشعاري در باره نوروز مي خواندند: باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده، مژده دهيد بر دوستان...
در چهارشنبه سوري نيز آئين هائي چون فالگوش نشيني، قاشق زني، بخت گشائي، کوزه شکني، رفع نحسي و مانند آنها رسم بوده است که امروز ديگر چندان باب نيست و اگر باشد در برخي روستاهاست.
تا چهل پنجاه سال پيش به راه انداختن « مير نوروزي » نيز يکي از آئين هاي رايج بوده است. داستان مير نوروزي اين است که در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروايي شهر را که به طور معمول در دست حکام است، خلاف آمد عادت به فردي از پائين ترين قشرهاي اجتماعي مي سپردند و او نيز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب مي کرد و فرمان هاي شداد و غلاظ عليه ثروتمندان و قدرتمندان مي داد.
آنها نيز در اين پنج روز حکم او را کم و بيش مطاع مي دانستند و تنها در موارد پولي به چانه زدن مي پرداختند. پس از آن پنج روز نيز مير نوروزي مطابق سنت از مجازات معاف بود و هيچ کس از او بازخواست نمي کرد که چرا در آن مدت پنج روز چنين و چنان کرده است. حافظ در اين بيت به عمر کوتاه آدمي، عمر کوتاه گل و عمر کوتاه سلطنت مير نوروزي اشاره دارد:
سخن در پرده مي گويم چو گل از غنچه بيرون آي
که بيش از پنج روزي نيست حکم مير نوروزي
به هر حال سال به آخر رسيده است و بايد براي شروع سال بعدي اماده شد .اميدوارم سال بعدي پر بارتر باشد اين بلاگ براي شما !
ب )ايران در سال آينده چه وضعي خواهد داشت؟
براساس وضعيتي که تا الان داريم بايد بگويم سال آينده، سال پرخطري براي ايران پيش بيني مي شود.
سالي که با توجه به وضعيت سياسي و بين المللي که در اين روزهاي پاياني سال در حال رقم خوردن است، سال سختي براي ايران خواهد بود.امروز ما در جهان به هم پيوسته اي زندگي مي کنيم. امروز هيچ کشوري جدا از منظومه فعلي جهاني نيست و نمي تواند جداگانه تصميم بگيرد. در اين جهان به هم پيوسته هم ديپلماسي فعال وقتي مي تواند موفق باشد که تلاش موفقيت آميزي براي دور کردن کشور از خطرات مختلف جهاني داشته باشد. خطراتي که الزاما فقط خطرات نظامي نيست. خطرات اقتصادي، خطرات سياسي و بحران هاي مختلفي که روي زندگي عمومي مردم تاثير دارد نيز مي تواند کشور را تهديد کند. اما متاسفانه در اين چند ماهه اخير و در دوران دولت جديد، سياست ها به گونه اي نبوده که بتواند نظر دنيا را جلب کند و جايگاه واقعي ايران را درميان خانواده بين المللي کسب کند.
بزرگترين خطري که ايران را تهديد مي کند چيست؟
خطر اصلي براي ايران طبيعتا پرونده هسته اي است. البته من خطر نظامي نمي بينم، اما خطراصلي که در اين راستا ما را تهديد مي کند و بيشتر هم متوجه مردم است خطر اقتصادي و معيشتي است. ما به لحاظ سرمايه ملي در بهترين شرايط تاريخ ايران بوديم، و الان حدود يک سال است که نفت به قيمت حدود 50 دلار به فروش مي رسد. دولت قبلي هم سرمايه اي را که به دست آورده بود در اختيار دولت جديد گذاشت . شعارهاي آقاي رييس جمهور فعلي هم در زمان کانديداتوري، شعارهاي اقتصادي بود و همين شعارها اميد به يک زندگي و معيشت بهتر را در مردم زنده کرد. بعد از انتخابات و در سفرهاي شهرستاني نيز اين شعارها استمرار يافت و اميد مردم را بيشتر کرد. و اين عملي هم بود، زيرا دولت با سرمايه اي که در اختيار داشت مي توانست مقدار زيادي از سختي معيشت بخصوص در مورد خانواده هاي کم درآمد و مشکل دار را حل کند، اما پرونده هسته اي شرايطي براي ما ايجاد کرده که حالا حداقل پيش بيني اين است که ايران دچار بحران هاي جدي اقتصادي خواهد شد. چون اگر اين سرمايه نتواند در مدار واقعي و عادي خود در بين سرمايه هاي جهاني گردش کند، طبيعي است که پاي واسطه هاي مختلف باز و همه چيز گران تر مي شود.از اين گذشته صنعت کشور و بخش زيادي از زيرساخت هاي اساسي آن احتياج به همکاري هاي بين المللي دارد که در شرايط جديد آنها نيز آسيب جدي مي بينند. خلاصه اين خطر اصلي است که ايران را در آغاز سال جديد تهديد مي کند.
دولت مي گويند ايران مي تواند در مقابل تحريم هاي احتمالي مقاومت کند. مي گويند در گذشته هم با تحريم مواجه بوديم.ولي هيچ عقلي اجازه نمي دهد که هيچ دولتي از تحريم استقبال يا زمينه را براي تحريم کشور آماده کند. اينکه مي شود در مقابل تحريم ايستاد يا خير، را بايد معنا کرد. حتما فشارهايي که به مردم خواهد آمد. اين امکان وجود دارد که مردم در شرايط بحراني مجبور به تحمل شوند. ما نمونه اش را در 15 سالي که رژيم صدام در تحريم بود و شيرخشک براي بچه ها وجود نداشت و تعداد زيادي از بچه ها از گرسنگي مردند، داشيتم. لذا با نگاه به آن بايد بپرسيم تعريف ما از تحمل چيست. اگر روي مردم فشار بيايد اين وظيفه دولت است که جلويش را بگيرد. مقاومت يک موقع مقاومت معنوي و ارزشي است، که طبيعي است هيچ ملتي دوست ندارد زير بار زورگويي برود، اما بحث بر سر رسالت هر دولت است و اينکه نگذارد به مملکت و مردمش فشار وارد شود. ضمن اينکه مساله امروز با تحريم هاي قبلي متفاوت است. فرض کنيد در مورد جنگ تحميلي دفاع از سرزمين مبناي مقاومت مردم بود. دفاع از سرزمين اصل پذيرفته اي است که همه ملت هاي غيور در طول تاريخ حاضر به انجام آن بودند. اما در مورد انرژي هسته اي، اصلي ترين توجيهي که وجود دارد اين است که مي تواند کشور ما را قوي و سوخت ما را تامين کند. اما اگر قرار باشد به خاطر اين مساله بايستيم و نتيجه اش هم اين باشد که کشور دچار آسيب بيشتري شود و براي به دست آوردن قدرت بيشتر، مردم دچار سختي هاي فراوان تري شوند، من معتقدم دليلي ندارد کسي از آن استقبال کند و جلويش را نگيرد. به عبارت ديگر دفاع از سرزمين، آن هم در جنگي ناخواسته که توسط رژيم خونخوار صدام حسين شروع شده بود، با مساله اي که اصلش پيدا کردن قدرت بيشتر است، فرق مي کند. قدرت بيشتر خوب است اما نبايد منجر به آسيب هاي بيشتري شود.
چطور مي شود اين خطر را رفع کرد؟
ما چندان خودمان را ملزم به اين نمي دانيم که بگوييم دراين زمينه چه کار مي شود کرد، چون بارها مطرح کرديم و مورد توجه قرار نگرفت. چيزي هم که مورد توجه قرار نمي گيرد لزومي به طرح دوباره اش نيست. اما معتقدم راهکاري که دولت گذشته در ارتباط با گفت و گو با غرب، آن هم با موضع بسيار قدرتمند تر، در پيش گرفته بود بايد دوباره از سر گرفته شود. در جواب کساني که معتقد بودند قبلا ما "در" گرانبها داديم و آب نبات گرفتيم بايد بگويم همان موقع از موضع قدرت، امکان گرفتن خيلي چيزها را داشتيم که الان گفت و گو کنندگان قانع به گرفتنش هستند، آن هم از موضع عزت. آن موقع وزراي اروپايي که امروز گفت و گو را رد مي کنند، حاضر بودند براي گفت و گو به تهران بيايند. اما الان ترديد دارم دوباره مذاکراتي جدي و سازنده براي تامين منافع ملي ما صورت بگيرد. اگر کسي بخواهد اين خطر را رفع کند راه حلش ايجاد اعتماد در دنيا و وارد شدن به معادلات قابل قبول در دنيا و همدلي با قدرت هاي مختلف دنيا است. از اين طريق مي توان به نتيجه مثبتي براي ملت و کشور رسيد.
پ )متن زير از ديلي تلگراف :
بوش آماده آغار تغيير رژيم ايران است
دولت بوش بعد از پنج سال ترديد و بحث هاي داخلي، مرحله اي جديد تر و قدرتمند تري را براي سرنگوني حکومت آخوند ها در ايران، آغاز کرد. مرحله "تغيير رژيم" انعکاس بيشتري در ميان مردم ايجاد کرده است، اما تاثير آن همان چيزي است که بنا به گفته مقامات واشنگتن، دولت بوش توقعش را داشت. آمريکايي ها سرخوشند، زيرا به يکي از اهداف اوليه شان رسيدند که همانا ارجاع پرونده ايران، قبل از اجلاس شوراي امنيت سازمان ملل متحد که اين هفته درموضوع ايران را در دستورکار خود دارد، بود. مقامات آمريکا در حال حاضر مشغول مرور نحوه مواجهه آمريکا و روسيه در دوران جنگ سرد، هستند.
با اين که 75 ميليون دلار براي ايجاد يک شبکه تلويزيوني و راديويي که براي مردم ايران برنامه پخش مي کند اختصاص داده شده است، بايد ايستگاه هاي راديويي هم در کشورهاي نزديک به ايران ايجاد بشود که کمبود حضور ديپلماتيک آمريکا را جبران کند.
درعين حال، مقامات وزارت کشور و پنتاگون ، که بطور سنتي از ايران بدگويي مي کنند هم لحنشان را تغيير نداده اند. صحبت از "عمليات" و "چيره شدن به ايران"، روشي است که مورد پسند دولت بوش در دوران اول رياست جمهوري اش بود و حالا همانطور که کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه ديپلمات ها را به سمت موضع ستيزه جويانه تري هل مي دهد، به نظر مي رسد که زمان اين گونه صحبت ها گذشته است.
يک مقام ارشد دولتي آمريکا ديروز به خبرنگار ديلي تلگراف گفت: "مسائل زيادي با هم اتفاق افتاد. اين هنوز آخر خط نيست ... اما اين لحظه اي است که ما بايد نيروهايمان را سازماندهي بکنيم."
مقامات آمريکايي در خلوت خود از اينکه محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور جديد ايران، با گفته هايش درباره محو کردن اسراييل و انکار هولوکاست دم به تله شان داده است، در پوست خود نمي گنجند. اين موضوع نقش بيرحمانه اي با کشورهاي اروپايي بازي کرد، بخصوص آلمان که تمام بدگماني هايش را نسبت به دولنت بوش کنار گذاشت و براي مقابله با ايران با آمريکا همکاري کرد.
مقام ارشد آمريکايي گفت: "توليد سلاح اتمي بايد براي ايران خيلي مهم باشد که تمام چيزهايي را که بدست آورده اند بخاطر آن از دست مي دهند. جدايي افکندن ميان آمريکا و اروپا مي توانست براي سياست خارجي ايران پيروزي بزرگي محسوب بشود، اما آنها اين را هم از دست دادند."
اين مقام رسمي اصرار دارد که حمله نظامي به سايت هاي اتمي ايران، آخرين راه مورد نظر آنهاست. اما او فکر مي کند که مردم با ديدن 130000 سرباز آمريکايي که دور مرزهاي ايران جمع شده اند، اين فرضيه را منتفي مي دانند. او مي گويد: "من هيچ حدسي نمي زنم. رئيس جمهور ما گفته است که هر احتمالي وجود دارد."
يکي از منابع مي گويد که تصميم گيري براي حمله نظامي به ايران تا آخر امسال انجام مي شود. درعين حال با دو روش همزمان که يکي فشار دوجانبه هم از طرف مخالفان داخل کشور و هم از سوي مخالفان خارج از کشور به رژيم، وديگري محکم کردن اراده کشورهايي است که بايد در شوراي امنيت درمورد مجازات هاي ايران تصميم بگيرند تا در مقابل ايران کوتاه نيايند. نقشه اين است که فشار را کم کم زياد بکنيم تا اينکه ناگهان فشاري شديد وارد بکنيم.
مقام ارشد آمريکايي مي گويد: "ما هنوز هم از راه هاي ديپلماتيک استقبال مي کنيم اما اين راه ها بايد منوط به شوراي امنيت باشد و تا زماني که ايران به مبارزه طلبي خود با کشورهاي ديگرادامه مي دهد، بايد او را سر جايش نشاند." تحليلگران هشدار مي دهند که پشتيباني از مخالفان تبعيدي و فرستادن پيام براي مخالفان داخلي نظام، خطر عکس العمل شديد و تقويت آخوند ها را سبب مي شود.
اما مقامات رسمي در واشنگتن احساس مي کنند که بعد از کناره گيري عمدي يکساله خود از صحنه ديپلماسي که به عهده انگلستان، فرانسه و آلمان گذاشته شده بود، حالا وقت آن رسيده تا وارد مجادلات بشوند.
آقاي بوش در ماه هاي اخير، ساعت ها روي اين موضوع وقت گذاشته است و تعداد زيادي از تحليلگران کاخ سفيد را براي آشنا شدن با موضوع دعوت کرده است. وزارت امور خارجه، هفته گذشته دفتر جديد مخصوص ايران را باز کرده است.
نيکلاس برنز، معاون وزارت امور خارجه، ديروز به واشنگتن اعلام کرد که ديپلمات هاي بيشتري به کشورهاي اطراف ايران مي فرستد تا روي مسائل اين کشور، متمرکز بشوند. او گفت که جايي در دوبي مي تواند نمونه قرن بيست و يکمي ايستگاه ريگا در پايتخت لاتويا باشد، که زماني که در سال هاي 1930 آمريکا در اتحاد جماهير شوروي سفارتي نداشت، از آن استفاده مي کرد.
منبع: سايت ديلي تلگراف، 14 مارس 2006
ت ) برخورد سرد
کمتر از يک ماه پس ازآنکه وزارت خارجه آمريکا 75 ميليون دلار را براي دسترسي به مردم ايران اختصاص داد، دولت ايران اعلام کرد، در جهت مقابله با "توطئه ومداخله آمريکا" 15 ميليون دلار اختصاص خواهد داد. اين موضوع درحالي اعلام مي شود که بودجه هاي نظامي وحمايت از بسيج نيز درلايحه بودجه امسال از رشد قابل ملاحظه اي برخوردار بوده است. دولت همنچنين به صورت غيرمستقيم، منابع مالي بيشتري را تحت عنوان مبارزه با تهاجم فرهنگي، هر ساله توسط نهادهاي تبليغي وارشادي هزينه مي کند. به گفته کارشناسان در کنار جنگ لفظي ايران وآمريکا، جنگ سرد مداخله مستقيم نيز آغازشده است.
دولت ايران هزينه دادرسي دعاوي مربوط به شهروندان ايراني عليه دولت آمريکا وشرکت هاي وابسته را از محل اين بودجه تامين خواهد کرد. ازجمله شرکت هاي ياد شده، شرکت هايي هستند که در جريان جنگ باعراق سلاح هاي شيميايي تهيه کرده اند ودر اختيار عراق گذاشته اند. دخالت در امور داخلي کشور و آنچه فعاليت هاي برخلاف حقوق بين المللي ناميده شده است نيز، از مواردي است که بودجه ياد شده به آن اختصاص خواهد داشت.
اين تبصره از لايجه بودجه همچنين سازمان مديريت و برنامه ريزي را موظف مي کند که هر سه ماه يک بار در خصوص شرايط تخصيص وعملکرد دستگاه هايي که به هزينه اين بودجه مي پردازند، به کميسيون امنيت ملي وسياست خارجي وکميسيون قضايي مجلس گزارش دهد. اين درحالي است که ايران در بودجه سال آينده، بودجه نظامي خود را 29 درصد افزايش داده است که حاکي از تلاش براي کاهش نگراني هايي است که مقامات دولتي با آن مواجه هستند. 400 ميلياردتومان بودجه براي بسيج نيزازجمله مواردي است که مي توان در جهت مقابله با نگراني هاي روزافزون مقامات ايراني در نظر گرفت. به گفته يکي از نمايندگان مجلس ايران داراي 10 ميليون بسيجي سازمان يافته است. اين نيروها بخش هاي هوادار جمهوري اسلامي به شمار مي روند که دربسياري از مواقع به جاي مردم، درصحنه هاي مختلف حاضر مي شوند اما صداي دولتي از آنها به گوش مي رسد. به اين ترتيب دولت ايران و امريکا، آرايش سياسي- تبليغاتي جديدي را تجربه مي کنند که هيچگاه پيش از اين چنين شفافيت و وضوحي، برخوردار نبوده است.
اختصاص بودجه دولت آمريکا براي برقراري وتقويت دموکراسي در ايران در حالي توسط وزارت خارجه اين کشور مطرح شده است که رهبر ايران در سخناني به انتقاد شديد از سياست هاي آمريکا درقبال کشورهاي ديگر پرداخته است. وي با اشاره به سخنان اخير رييسجمهور آمريكا دربارهي نبود دموكراسي در ايران، گفته است: "اگر جايي دموكراسي نباشد آنجا آمريكاست. زيرا همه سرنخهاي انتخابات در دست اقليت كوچكي از صاحبان سرمايه عمدتا صهيونيست است و در آنجا راي مردم تاثيري ندارد و اكثر مردم نيز در انتخابات شركت نميكنند، ضمن آنكه همين آقاي جوج دبليو بوش با تقلب سر كار آمده است."
او سپس به مقايسه دموکراسي درايران پرداخته وگفته است: "اما در جمهوري اسلامي ايران مردم باحضور حقيقي، حماسي و حداكثري خود در انتخابات مختلف شركت ميكنند و آزادانه به شخص مورد نظر خود و با هر تفكر و سليقهاي كه باشد راي ميدهند كه نمونهي بارز آن انتخابات اخير رياستجمهوري است."
آيت الله خامنه اي همچنين برخي سياست هايي که مورد تاکيد جورج بوش رييس جمهوري آمريکا است را مورد انتقاد قرار داده و تاکيد کرده: " شنود مكالمات تلفني مردم اين كشور، مقبوليت ضعيف وي در ميان مردم آمريكا و سانسور اخبار را از جمله مواردي است كه دموكراسي موجود در آمريكا را به شدت مخدوش ميكند. اگر سران آمريكا به وسايل تبليغاتي خود اجازه دهند اين سخنان و واقعيات به طور كامل براي مردم آمريكا پخش شود، قطعا تعداد آمريكاييهايي كه با آن همآوايي خواهند كرد، سران كاخ سفيد را به وحشت خواهد انداخت."
همچنين در حالي که جورج دبليو بوش روز گذشته ايران را متهم کرد که در شورش هاي هفته هاي اخير درعراق دخالت دارد وايران علاقه مند است ناآرامي ها دراين کشور ادامه يابد، رهبر ايران گفت که "جمهوري اسلامي ايران، دربارهي مسائل عراق، طرفدار خواست مردم اين كشور و حكومتي مردمي است؛ اما اشغالگران به خواست مردم عراق تن نميدهند و به ناحق مانع تحقق خواست ملي مردم اين كشور شدهاند زيرا اين خواسته به ضرر آنهاست."
ماه گدشته وزارت خارجه آمريکا اعلام کرد براي دسترسي بيشتر به مردم ايران بودجه 75 ميليون دلاري اختصاص خواهد دادکه اين بودجه صرف حمايت از برقراري يک شبکه تلويزيوني 24 ساعته فارسي زبان، تقويت راديوهاي موجود، ارتباط با جامعه مدني و حمايت از دانشجوياني خواهد بود که براي تحصيل به امريکا سفر مي کنند. اگر چه درداخل کشور، سازمان هاي جامعه مدني و دانشگاهيان عملا ازاستفاده از منابع مالي که به ايالات متحده متصل است، برحذر داشته مي شوند.
هم اکنون سازمان هاي جامعه مدني که تمايل دارند از منابع مالي خارج از کشور استفاده کنند، بايد ابتدا درخواست خود را به وزارت کشور ارسال کنند تا درصورت استعلام از مراجع ذي صلاح (که درآيين نامه فعاليت سازمان هاي غيردولتي شامل وزارت اطلاعات و وزارت امور خارجه ودر برخي موارد وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي است) بتوانند ازان استفاده کنند. عملا استفاده از چنين منابعي براي دانشجوياني که به خارج ازکشور سفرمي کنند و علاقه مندهستند به کشور بازگردند نيز غيرممکن است
ث )قراره اين بودجه 15 ميليارد د لاري ضد استکبار به قرار زيل خرج شود :
1-10 ميليارد دلار پرداخت به کوبا براي پارازيت اندازي بر روي شبکه هاي خائن
2-4ميليارد دلار خرج خريد پرچم ناب و اصيل و گرانبهاي کشورهاي دنيا مثل امريکا ، انگليس ، اسراييل ، فرانسه و يک 144 تا کشور ديگه .که البته پرچم ها دو کاربرد دارد :
a)پوشاندن پرچم بر تن الاغ ها براي مراسم خر چراني سياسي !
b) آتش زدن آنها .خدا بده مال مفت .
3-يک ميليارد دلار براي ساخت برنامه هاي تلوبزيوني مثل ليليک سازي از بوش وبلر و ...
4- 100 ميليارد دلار براي اماده ساختن بسيجيون و عمال وابسته
البته 100ميليارد آخري از قلم افتاده است .قلم انتشاراتي ديگه بابا !
و در پايان سال نو مبارک !
ج )شعر زیر از هادی خرسندی در باب وطن
در حمام وطن
وطن انگار حمام عمومیست
سرودش هم «حمومی آی حمومی» است
نگاهی گر کنی از سقف شیشه
نمادین صحنه ها بینی همیشه
یکی با کیسه کش گرم جدال است
یکی با لیف زن در قیل و قال است
یکی بسته حنا بر دست و پایش
نشسته تا به رنگ آید حنایش
یکی در نوره کشخانه زند لول
به اصلاحات پشمی گشته مشغول
یکی طفلش هوا رفته هوارش
که صابون رفته توی چشم و چارش
یکی قلیان زند پک توی بینه
یکی قل قل بگوزد در خزینه
يکی آورده جوش از این تخلف
و در آب خزينه می کند تُف
یکی مشغول غسل ارتماسی
جنابت کرده پنداری اساسی
یکی با تیغ ژیلت میزند ریش
بریده چند جا از صورت خویش
بخار آینه مانع ز کارش
گهی با فوت میگیرد بخارش
یکی با لیف و کیسه میزند زور
به جان خویشتن افتاده بدجور
اگر چرکش نیاید، با تأسف
به شدت لیف خود را میکند پف
چنان شوید خودش را رفته رفته
که پاکیزه بماند تا سه هفته
یکی مشغول چرتی گرم و نمناک
گرفته نوبت قبلی ز دلاک
یکی دلاک افتاده به جانش
کشیده لنگ را بالای رانش
به کیسه چرک او سازد فتیله
کند خوشخدمتی با این وسیله
یکی حالا به زیر مشت و مال است
ز تق تق های آن در شور و حال است
حسابی زیر غبغب باد دارد
دلی از این تقاتق شاد دارد
کسان را زیر چشمی میزند دید
که آن تق تق ز پشت من شنیدید
و این هم یک قِه رِچ از گردن من
صدا دارد همه جای تن من!
(صدا دارد همه جاي تن او
خدا را شکر غير از باسن او!)
همه دانند اما کاین صدا هست
ز شیرینکاری دلاک خوشدست
بفهمد پهلوان پنبه سرانجام
به هنگامی که میپردازد انعام!
یکی دارد به بازو خالکوبی
نمایش میدهد آن را به خوبی
(دو تا شیر و زلیخا در میانه!
گرافیکش به شدت عامیانه
به زیرش با خطوطی نسبتاً ریز
چنین چیزیست: "این هم بگذرد نیز"!
نمیدانی که این حرف زلیخاست
و یا از قول آن شیران بالاست!)
یکی مالد به نافش آهک وقیر
به طبق گفته رمال و جن گیر
به زیر لب بخواند ورد جادو
که کامش را دهد خواهرزن او
شکم گنده یکی آنجاست در خواب
نهاده روی اشکم یک سفیداب
نفس چون میکشد ممتد و سنگین
سفیدابش رود بالا و پائین
یکی با نوجوانی گرم لاس است
به نجوایش هزاران التماس است
شده محو تنش یا روی ماهش
به درز لنگ او تیغ نگاهش
یکی بر دولچه بوده حواسش
کسی از آنطرف دزدیده طاسش
یکی با وعده انعام کافی
بگیرد یک دوتا لنگ اضافی
یکی گرما زده، غش کرده شاید
یکی رفته که با کاگِل بیاید
گهی آب یخی در کاسه مس
سراغ تشنگان آید به مجلس
یکی را یک دو دانگی هست آواز
برای مشتری ها میکند ناز
ولی با خواهش اوستا غضنفر
به آرامی صدا را میدهد سر:
«شب جمعه ز کرمون بار کِردم
غلط کِردم که پشت بر یار کِردم
رسیدُم بر لب آب صفاهون
نشستُم گریه بسیار کِردم ...»
(سکوتی هست و احساس نکوئی
میانش هق هقی آید ز سوئی)
« دِلم زار و دِلم زار و دِلم زار
طبیبان آورین دردُم کنن چار
از اون ترسُم که گر دردُم بگویم
طبیبان را کنُم از غصه بیمار ....»
وطن انگار حمام عمومیست
از آن حمام های ناب بومیست
مبادا بیشتر بر آن بتازند
که از آن مرده شوخانه بسازند!---------------
>>>>>> خدا وند آخر و عاقبت ايران را بخير نمايد >>>
